خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
107
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
ب - مقدم و تالى هردو متصله باشند ، مانند يا چنين است كه هرگاه آفتاب هست روز هست ، يا چنين است كه ممكن است در برخى اوقات آفتاب باشد و روز نباشد . ج - مقدم و تالى هردو منفصله باشند ، مانند يا اين تب دموى است يا صفراوى ، يا اين تب بلغمى است يا سوداوى . اين قضيهء منفصله قريب به منفصلهء كثير الاجزاء است ، فقط يك نكته هست و آن اينكه قضيهء منفصلهء دو جزيى ( مانند اين مثال ) به تدريج به صورت كثير الاجزاء درمىآيد . د - مركب از حملى و متصله ، مانند يا آفتاب علت وجود روز است يا ممكن است در برخى اوقات آفتاب طالع باشد ، اما روز موجود نباشد . ه - مركب از حملى و منفصله ، مانند يا اين شخص داراى مزاج معتدل است يا چنين است كه سوء مزاج ساده دارد يا مادى . و - مركب از متصله و منفصله ، مانند يا چنين است كه اگر آفتاب طالع باشد روز موجود است ، يا چنين است كه يا آفتاب طالع است يا روز موجود است . اين بود اقسام قضاياى شرطى ، اگر باز هم از اين قضايا ، قضاياى شرطى ديگرى تأليف كنند ، اقسام زيادى حاصل خواهد شد . فصل ششم : وحدت و كثرت قضايا به اعتبار اجزاى آنها گاهى در قضاياى حمليه ، بيش از يك لفظ مفرد در جانب موضوع يا محمول وجود دارد و بدينسبب قضيه در حقيقت متكثر مىشود ، مثل اينكه بگوييم : « زيد و عمرو كاتباند » ، اين قضيه در حقيقت به دو قضيه بازگشت مىكند زيرا به منزلهء اين است كه بگوييم زيد كاتب است ، عمرو كاتب است . همچنين اگر بگوييم زيد كاتب و شاعر است ، اين قضيه هم به دو قضيه منحل مىشود : زيد كاتب است ، زيد شاعر است . اما اگر بگوييم زيد و عمرو كاتب و شاعرند ، در اين صورت هريك از اينها از دو طرف اقتضاى ثبوت قضيه مىكند و بنابراين به چهار قضيه تجزيه مىشوند : زيد كاتب است ، زيد شاعر است ، عمرو كاتب است ، عمرو شاعر است . آنچه در مورد اخير گفته شد ، مشروط به يك شرط است و آن اينكه الفاظى كه در دو طرف موضوع و محمول قرار مىگيرند ، هر كدام مستقلا محكوم عليه يا محكومبه باشند و به صورت تأليف تقييدى مؤلّف نباشند ،